۱۳۹۵ فروردین ۱۵, یکشنبه

ایمان و امید و عشق




به نام خالق عشق



عشق زندگی است. عشق هرگز خطا نمی‌رود و زندگی تا زمانی که عشق هست به خطا نمی‌رود.

در بنیان تمامی مخلوقات، عشق همچون عطیه برتر حاضر است.

زیرا هنگامی که هر چیز دیگری به پایان می‌رسد عشق می‌ماند.

اگر به زبان‌های مردم و فرشتگان سخن گویم و عشق نداشته باشم مثل نحاس صدا دهنده و سنج فغان کننده شده‌ام. و اگر نبوت نداشته باشم و جمیع اسرار و همه علم را بدانم و ایمان کامل داشته باشم به حدی که کوهها را نقل کنم و عشق نداشته باشم هیچ هستم. و اگر جمیع اموال خود را صدقه دهم و بدن خود را بسپارم تا سوخته شود و عشق نداشته باشم هیچ سود نمی‌برم.

عشق حلیم و مهربان است. عشق حسد نمی‌برد. عشق کبر و غرور ندارد. اطوار نا پسندیده ندارد و نفع خود را طالب نمی‌شود. خشم نمی‌گیرد و سوء ظن ندارد. از ناراستی خوشوقت نمی‌گردد. ولی با راستی شادی می‌کند. در همه چیز صبر می‌کند و همه را باور می‌نماید. در همه حال امیدوار و هر چیز را متحمل می‌باشد.

عشق هرگز ساقط نمی‌شود و اما اگر نبوت‌ها باشد نیست خواهد شد و اگر زبان ها، انتها خواهد پذیرفت و اگر علم، زایل خواهد گردید. زیرا جزیی علمی داریم و جزیی نبوت می‌نماییم. لکن هنگامی که کامل آید، جزیی نیست خواهد گردید. زمانی که طفل بودم چون طفل حرف می‌زدم و چون طفل فکر می‌کردم و مانند طفل تعقل می‌نمودم. اما چون مرد شدم کارهای طفلانه را ترک کردم. زیرا که الحال در آینه به طور معما می‌بینیم لکن آن وقت روبرو. الان جزیی معرفتی دارم لکن آن وقت خواهم شناخت چنان که نیز شناخته شده ام.

والحال این سه چیز باقیست یعنی ایمان و امید و عشق. اما بزرگ تر از اینها عشق است.


باب سیزدهم از رساله اول پولس رسول به قرنتیان

پولس قدیس معروف به یهودی طرسوس یکی از بزرگترین رسولان، مبلغان و متالهان مسیحی است. نام یهودی‌اش شائول بود و نام رومی اش پولس. در کتاب عهد جدید، چهارده رساله به پولس نسبت داده شده که چهار رساله آن به اذعان علمای مسیحی، توسط خود پولس نوشته شده و از نخستین متون مسیحیت به شمار می‌رود. رساله به قرنتیان، رساله به غلاطی‌ها و رساله به رومیان.

در این میان رساله اول پولس به قرنتیان، به دلیل شکوه و زیبایی نثر و تنوع و اهمیت مضمون آن، ارزشمندترین نوشته او به شمار می‌رود. در این رساله پولس الاهیات، اخلاقیات، احکام، مکتومات و عرفان مسیحی را به تفکیک مورد بحث قرار می‌دهد و بارها و بارها چه در متون مذهبی و چه در متون ادبی به آن ارجاع شده است.

۱۳۹۴ اسفند ۲۸, جمعه

جلال خداوند




و مریم چون به‌جایی که عیسی بودرسید، او را دیده، بر قدمهای او افتاد و بدو گفت: «ای آقا اگر در اینجا می‌بودی، برادر من نمی مرد.» ۳۳ عیسی چون او را گریان دید و یهودیان را هم که با او آمده بودند گریان یافت، در روح خودبشدت مکدر شده، مضطرب گشت. ۳۴ و گفت: «او را کجا گذارده‌اید؟» به او گفتند: «ای آقا بیا وببین.» ۳۵ عیسی بگریست. ۳۶ آنگاه یهودیان گفتند: «بنگرید چقدر او را دوست می‌داشت!» ۳۷ بعضی از ایشان گفتند: «آیا این شخص که چشمان کور را باز کرد، نتوانست امر کند که این مرد نیز نمیرد؟»
۳۸ پس عیسی باز بشدت در خود مکدر شده، نزد قبر‌آمد و آن غاره‌ای بود، سنگی بر سرش گذارده. ۳۹ عیسی گفت: «سنگ را بردارید.» مرتاخواهر میت بدو گفت: «ای آقا الان متعفن شده، زیرا که چهار روز گذشته است.» ۴۰ عیسی به وی گفت: «آیا به تو نگفتم اگر ایمان بیاوری، جلال خدا را خواهی دید؟» ۴۱ پس سنگ را از جایی که میت گذاشته شده بود برداشتند. عیسی چشمان خود را بالا انداخته، گفت: «ای پدر، تو را شکرمی کنم که سخن مرا شنیدی. ۴۲ و من می‌دانستم که همیشه سخن مرا می‌شنوی؛ و لکن بجهت خاطر این گروه که حاضرند گفتم تا ایمان بیاورندکه تو مرا فرستادی.» ۴۳ چون این را گفت، به آوازبلند ندا کرد: «ای ایلعازر، بیرون بیا.» ۴۴ در حال آن مرده دست و پای به کفن بسته بیرون آمد وروی او به‌دستمالی پیچیده بود. عیسی بدیشان گفت: «او را باز کنید و بگذارید برود.»


 آمین

 

۱۳۹۴ دی ۱۸, جمعه

سالروز تولد دوباره من




من در این روز نجات یافتم و غسل تعمید گرفتم

 و در مسیح زندگی دوباره یافتم 

به امید روزی که قلبهای همه انسان ها پر از نور مسیح شود

 💝 آمین💝

✝ 8 januari 2012 ✝

 

۱۳۹۴ تیر ۱۶, سه‌شنبه

خدمت


زیرا که پسر انسان نیز نیامده تا مخدوم شود.  
بلکه تا خدمت کند و تا جان خود را فدای بسیاری کند

۱۳۹۴ خرداد ۱, جمعه

حکایت کارگران و مزد برابر






انجیل متی فصل ۲۰ (ترجمه قدیم)

حکایت کارگران و مزد برابر

۱ « زیرا ملکوت آسمان صاحب خانه‌ای را ماند که بامدادان بیرون رفت تا عَمله بجهت تاکستان خود به مزد بگیرد. ۲ پس با عمله، روزی یک دینار قرار داده، ایشان را به تاکستان خود فرستاد. ۳ و قریب به ساعت سوم بیرون رفته، بعضی دیگر را در بازار بیکار ایستاده دید. ۴ ایشان را نیز گفت: «شما هم به تاکستان بروید و آنچه حقّ شما است به شما می‌دهم.» پس رفتند. ۵ باز قریب به ساعت ششم و نهم رفته، همچنین کرد. ۶ و قریب به ساعت یازدهم رفته، چند نفر دیگر بیکار ایستاده یافت. ایشان را گفت: «از بهر چه تمامی روز در اینجا بیکار ایستاده‌اید؟» ۷ گفتندش: «هیچ کس ما را به مزد نگرفت.» بدیشان گفت: «شما نیز به تاکستان بروید و حقّ خویش را خواهید یافت.» ۸ و چون وقت شام رسید، صاحب تاکستان به ناظر خود گفت: «مزدوران را طلبیده، از آخرین گرفته تا اوّلین مزد ایشان را ادا کن.» ۹ پس یازده ساعتیان آمده، هر نفری دیناری یافتند. ۱۰ و اوّلین آمده، گمان بردند که بیشتر خواهند یافت. ولی ایشان نیز هر نفری دیناری یافتند. ۱۱ اما چون گرفتند، به صاحب خانه شکایت نموده، ۱۲ گفتند که «این آخرین، یک ساعت کار کردند و ایشان را با ما که متحمل سختی و حرارت روز گردیده‌ایم مساوی ساخته‌ای؟» ۱۳ او در جواب یکی از ایشان گفت: «ای رفیق بر تو ظلمی نکردم. مگر به دیناری با من قرار ندادی؟ ۱۴ حقّ خود را گرفته برو. می‌خواهم بدین آخری مثل تو دهم. ۱۵ آیا مرا جایز نیست که از مال خود آنچه خواهم بکنم؟ مگر چشم تو بد است از آن رو که من نیکو هستم؟» ۱۶ بنابراین اوّلین آخرین و آخرین اوّلین خواهند شد، زیرا خوانده شدگان بسیارند و برگزیدگان کم.»

۱۳۹۴ فروردین ۲۳, یکشنبه

پیشگویی عیسی درباره مرگ خود



انجیل متی فصل ۲۰
سومین پیشگویی عیسی درباره مرگ خود
(مرقس ۱۰: ۳۲-۳۴؛ لوقا ۱۸: ۳۱-۳۴)

۱۷ و چون عیسی به اورشلیم می‌رفت، دوازده شاگرد خود را در اثنای راه به خلوت طلبیده بدیشان گفت: ۱۸ «اینک به سوی اورشلیم می‌رویم و پسر انسان به رؤسای کهَنه و کاتبان تسلیم کرده خواهد شد و حکم قتل او را خواهند داد، ۱۹ و او را به امّت‌ها خواهند سپرد تا او را استهزا کنند و تازیانه زنند و مصلوب نمایند و در روز سوم خواهد برخاست.»

عکس ‏‎Esther Queen‎‏

۱۳۹۳ اسفند ۱۶, شنبه

دعای ربانی

نتیجه تصویری برای ‪vår fader‬‏





دعای ربانی،
تقریباً معروفترین دعا در مسیحیت است. در یکشنبه عید پاک سال ۲۰۰۷ برآورد می‌شود بیش از دو میلیارد مسیحی کاتولیک،پروتستان و ارتودوکس این دعا را به صدها زبان نیایش کرده باشند.
این دعا قسمتی از موعظه بالای کوه عیسی مسیح است. در عهد جدید دو ویرایش از این دعا ذکر گردیده است. یکی در متی ۶:۹ تا ۶:۱۳ و دیگری در لوقا ۱۱:۲ تا ۱۱:۴۴

متن دعا در ترجمه فارسی قدیم بر اساس انجیل متی چنین است:

ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد.
ملکوت تو بیاید. اراده تو چنان‌که در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود.
نان کفاف ما را امروز به ما بده.
و گناهان ما را ببخش چنان‌که ما نیز، آنانکه بر ما گناه کردند را می‌بخشیم.
و ما را در آزمایش میاور، بلکه از شریر رهایی ده.
زیرا ملکوت، قدرت و جلال از آن توست تا ابدالاباد، آمین.